تبليغاتX
*i love you*

*i love you*

×به نام خالقی که تنهاست ولی تنهایی را برای مخلوقاتش نمی پسندد×

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 21:33 توسط دخترابیدل |

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی دیده بر درد دوختن

عشق یعنی در فراغش سوختن

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 15:51 توسط دخترابیدل |

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 20:3 توسط دخترابیدل |

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 19:25 توسط دخترابیدل |

ای زیباترین نام عشق

ای بهترین ترانه ی محبت

ای تنها ترین مسافر کوچه ی عشق

با تو هستم...

با تو ای که با تمام وجودت

برای عاشق زیستن تلاش می کنی!

+ نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 14:26 توسط دخترابیدل |

زندگی چیست؟   

 

خون دل خوردن

 

اولش عشق

      و

 

اخرش مردن

+ نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 13:32 توسط دخترابیدل |

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 23:43 توسط دخترابیدل |

بو سه بر عکست زنم ...ترسم که قابش بشکند...قاب عکس توست اما 

شیشه ی عمر من است.

بوسه بر مویت زنم...ترسم که تارش بشکند...تار موی توست اما

شیشه ی عمر من است.

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 23:39 توسط دخترابیدل |

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 22:16 توسط دخترابیدل |

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 20:13 توسط دخترابیدل |

ای دوست عزیز بدان:

اگر تار بودم انقدر می نواختم تا خنده بر لبانت نقش ببندد

اگر اشک بودم انقدر می گریستم تا اشک از روی چهره ات پاک شود

اگر دست دو دوست بودم تو را به سوی خویش می کشیدم

ولی...

 

ولی افسوس که نه اشکم و نه تارم و نه دست دو دوست....

ولی هر چه که هستم خیلی

                             دوستت دارم

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 20:6 توسط دخترابیدل |

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 19:7 توسط دخترابیدل |